![]() |
![]() |
|
| آموزش های مفید برای اعضا |
|
بچه تازه عمل کرده وجای بخیه هایش دردمیکند):آی........مامان......گشنمه...... مادر:دهنتو ببند بچه بچه:مامان خوابم میاد..... مادر:گفتم سر و صدا نکن حوصلتو ندارم. بچه:مامان جای بخیه ام خیلی درد میکنه.(مامان خوابم میاد) مادر:(حالا خوبه تازه از اتاق عمل درش آوردم ها.اونجا همش خواب بود!!!!!!!)مادر:میزنم تو دهنتا....بسه دیگه...(تق...تق) بچه:آی...........ووووووووووووووووای........... مادر:دختره ی پتیاره.همش گریه میکنه.خفه شو بچه. بچه:
آخه مادر بی فهم و شعور.بچت از اتاق عمل در اومده ،نمی دونی اثرات داروی بیهوشیه که خوابش میاد.آخه نفهم.بچه رو چرا میزنی؟؟! یکی نیست بگه آخه تو که خودت هنوز آدم نشدی ،واسه چی میخوای یه نفهم دیگه تحویل جامعه بدی؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 22:45 توسط دختر مثبت |
|
|
چند روز پیش می خواستم برای ارتحال امام،سیاه تنم کنم.اما یادم رفته بود که ایشون خیلی وقته زنای ایرانو مشکی پوش کرده. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 23:14 توسط دختر مثبت |
|
|
امروز سرم خیلی درد میکرد.چایی نخورده بودم.رفتم سر کار.خلاصه گفتن بیا حقوقتو بگیر.خلاصه حقوقمو که گرفتم سر دردم خوب شد. خودم هم فکر نمیکردم اینقدر پولکی باشم! حالانمی دونم با حقوقم چی کار کنم.برم سهام بخرم یا بندازم تو کار برج سازی یا تلویزیون ۲۴ ساعته بزنم؟
خدایا شکرت |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 23:7 توسط دختر مثبت |
|
|
آخه پدر بزرگ عزیز،مادر بزرگ عزیز.چرا وقتی که نوه تون به خاطر اینکه آلزایمر دارین،دلش به حالتون میسوزه و گوشی موبایل دوربین دارشو میده بهتون،ور میدارین، میرین میشینین تو پارک،به این و اون پز میدین؟ حالا بر فرض هم که پز دادی،دیگه چرا وقتی چشمتون نمیبینه و عینک با خودتون نبردین ،میزنین تمام فایل های گوشی رو delete میکنین؟حالا فایل ها رو هم delete کردین،چرا دیگه blootoothe گوشی رو میدین دست یه بچه که از اون ورا داشته رد میشده،روشن کنه؟!!! عکس میفرستین واسه بقیه؟ اون وقت میگین چرا فیلم زهرا امیر ابراهیمی در اومده. آخه شما که به تکنولوژی روز آشنایی ندارین،چرا این کارا رو میکنین؟؟خجالت داره واقعا......... |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 13:41 توسط دختر مثبت |
|
|
من در همین جا تولد استاد گرانمایه و ارزشمند آقای( مازیار ناظمی) رو تبریک میگم و امیدوارم ۶۰۰ سال سایشون بالا سر ما جوونا باشه! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 23:31 توسط دختر مثبت |
|
|
خوب،من چند وقتیه که مشغول به کار شدم.از کارم هم راضیم! اما من چند تا همکار دارم که یکی از اون دختر ها که خیلی خوشگله، روز اولی که دیدمش حالش خوب نبود،یعنی نشست رو زمین و اشک تو چشم هاش جمع شد.بهش گفتم چی شده؟گفت هیچی.دست و پام درد میکنه!منم براش یه آب قند درست کردم! خلاصه هر چند روز یه بار این اتفاق تکرار میشد تا اینکه دیروز خیلی حالش بد شد.دوباره رفتم پیشش،گفتم باز چی شده؟گفت هیچی.چشم هاش قرمز شده بود.گفتم آخه یعنی چی؟گفت هیچی.فقط دلم میخواد سیگار بکشم الان!!!! هیچی دیگه.......نگو خانم معتاده!هی پاهاشو می مالید! اون یکی همکارم هم میگفت که من دیروز با دوستام کافی شاپ بودیم!گفتم خوب.حالا خوش گذشت؟گفت :نه! گفتم چرا؟گفت:آخه قلیوناش خوب نبود! گفتم مگه کافی شاپ قلیون داره!!! گفت :آره.کافی شاپ همه چی داره! اما هیچ قلیونی مثل قلیون خونه ی خود آدم نمیشه!! به امید ظهورش! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 13:9 توسط دختر مثبت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اهل تهرانم......
روزگارم بعد نیست...... یه لیسانسی دارم......... یه سر سوزن ذوقی.......... مادرم همیشه....... کتلت و قیمه و قرمه برام می آرد........ |
| پیوندها |
|
الهه ی عشق استاد منصوری زاده استاد مازیار ناظمی پسر های مثبت فرزاد آقای صادقی سالار و مکس پاتریک کامران نجف زاده |
|
RSS
|