تبليغاتX
visitors ××دخترهای مثبت××
آموزش های مفید برای اعضا

                   

امروز داشتم از کلاس زبان برمیگشتم گفتم یه کم پیاده بیام......یه ۳ ایستگاهی به خونه مونده بود که یکی از این پسر بچه های خیابونی اومد جلوم یه دسته جوراب( ۳ رب )گرفت جلوم گفت بخر.....گفتم نمیخوام.......گفت بخر...گفتم نمیخوام......گفت جون مادرت بخر.........گفتم بابا من ازین جورابا نمیپوشم......گفت بخر دیگه ....دعات میکنم......گفتم ببین ۲۰۰ تومن بهت میدم بیا برو.......گفت نه......ببین من که گدا نیستم.....ترو خدا بخر دیگه....یه دفعه دیدم یکی از همکاراش! که از خودش یه سر و گردن بلند بود اونم اومد جلو.......اون یکی دیگه رسما به سن بلوغ رسیده بود!! همین طور نگاه میکرد ببینه من از این یکی میخرم یا نه؟؟ دیدم خیلی پر روهه.......رامو کشیدم از پیاده رو به سمت خیابون........همین طور می اومد دنبالم.........یه ایستگاه اومد........نگاه کردم دیدم هنوز داره میاد...........شد ۲ ایستگاه.......همین طور می اومد..........دیگه نزدیک های خونه بودم....گفتم ببین کجا داری میای؟؟ من دارم می رم خونم........چی میگی؟؟ گفت بخر دیگه!!! دعا میکنم یه شوهر خوب گیرت بیاد....گفتم لازم نکرده......گفت خوب دعا میکنم یه دوست پسر خوب گیرت بیاد..........گفتم نمیخوام.......گفتم ببین ۲۰۰ تومنو اگه میگیری بگیر......اگه نه که من جوراب نمیخوام.......گفت باشه بده!! دادم.....گفتم خدا رو شکر رفت....دیدم هنوز داره دنبالم میاد.........با همون دوست نره غولش!! ..........دیگه حواسم به مغازه ها پرت شد.........همین طور که داشتم می پیچیدم تو کوچمون حس کردم یکی پشتمه.........نگا ه کردم دیدم اون یکیه!! گفت :جوراب میخری!! داشتم دیوونه میشدما.......همچین نگاش کردم ترسید ،پیچید تو یه کوچه دیگه.........منم رد شدم.......دیدم داره میگه:پیست........پیست............دوست پسر نمیخوای  ؟؟  واقعا چه دوره   زمونه ای شده  ؟ راستی،من دندون عقلم داره در میاد....خیلی خوشحالم!     !!!!

واقعا به امید ظهور تنها منجی عالم بشریت

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 18:57  توسط دختر مثبت | 
 

دم افطار بود....خیلی گشنم بود....مامانم استانبولی درست کرده بود،خودش رفته بود خونه ی داییم.....منم اصلا نای تکون خوردن نداشتم...خواهرم از راه رسید...بوش کردم...دیدم بوی آش میده....گفتم آش داریم؟گفت :نه........برو استانبولی هست بکش بخور....منم نا امید رفتم تو آشپزخونه......غذا رو کشیدم.......یه دفعه دیدم در زدن.....خودمو صاف و صوف کردم...رفتم دم در....دیدم یه خانمه با چادر سفید یه سینی تو دستش بود....۲ تا کاسه ی گنده آش توش بود.گفت بفرمایید.......یکیشو برداشتم....گفت اون یکیش هم بردارین.گفتم نه....ممنون.ما ۱ خانواده بیشتر نیستیم.....گفت بردارین دیگه.....تعارف نکنین........این آخریشه....قسمت شما بوده..........منم  خیلی تشکر کردم ،آوردم تو....رفتم استانبولیو خالی کردم تو قابلمه..

راستش اشک تو چشام جمع شد...کاش اون موقع یه چیز دیگه از خدا میخواستم....شروع کردم به خوردن......یه دفعه دوستم زنگ زد(حوریه)......گفتم آره اینجوریه..یه دفعه واسه اونا شعله زرد آوردن....گفت:به به....چقدر خوشمزس......دلت بسوزه..........گفتم:مامان...........منم میخوام.........گفت:هاها......نمیشه........من ناراحت شدم........یه دفعه دیدم مامانم درو باز کرد اومد تو.....۲ تا کاسه ی بزرگ شعله زرد تو دستش بود!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 18:4  توسط دختر مثبت | 
 

چند روز پیش یه سی دی خریدیم که اسمش فیلم مکس بود.....خدا وکیلی عجب فیلمی بود!!!

من هر چی فکر میکنم که چه طور این اثر خلق شده چیزی سر در نمیارم!!.......جالبیش این بود که وقتی به فیلم نگاه کردم ،به سرعت به یاد فیلم تایتانیک افتادم..اما خوب یه تفاوت هایی هم بین این ۲ فیلم وجود داشت.......

اول اینکه قصه ی عشق بین ۲ نفر بود که سنشون ۶۰ به بالا بود.....دوم اینکه رقصی که توی فیلم به کار گرفته شده بود به صورت غیر مستقیم و با حرکت دادن سر و گردن و ابرو بود ...نه اعضای دیگر بدن.....سوم اینکه تیپ و قیافه ی هنر پیشه های نقش اول تایتانیک به هیچ عنوان به پای هنر پیشه های فیلم مکس نمیریسه.....و اینکه فیلم مکس اصلا بد آموزی نداشت......فقط  با خانواده نگاه میکردی و لذت میبردی!! اما فیلم تایتانیکو باید هی میزدی جلو!! و چهارم اینکه این فیلم به هیچ عنوان از ذهن کسی که ببینه تا آخر عمر پاک نمیشه........اما فیلم تایتانیک در عرض چند ساعت از ذهن آدم پاک میشه......خودتون که میدونین دیگه.....استغفر الله........

خدا سازندگان فیلم مکس رو نگه داره........جایگاهشون تو بهشت برین.......به امید خدا......

به امید ظهور تنها منجی عالم بشریت

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 21:18  توسط دختر مثبت | 

قصه ی آن دختر را می دانی؟که ازخودش تنفرداشت که ازتمام دنیا تنفرداشت وفقط 

يکنفررا دوست داشت دلداده اش را وبا او چنین گفته بود! اگر روزی قادربه دیدن باشم حتی

اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم عروس حجله گاه تو خواهم شد **

و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر

نابینا بدهد و دختر آسمان را دید و زمین را رودخانه ها و درختها را آدمیان و پرنده ها را

و نفرت از روانش رخت بر بست ** دلداده به دیدنش آمد و یاد آورد وعده دیرینش شد :

بیا و با من عروسی کن ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام  ** دختر برخود

بلرزید و به زمزمه با خود گفت :  این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند؟

دلداده اش هم نا بینا بود و دختر قاطعانه جواب داد : قادر به همسری با او نیست **

دلداده رو به دیگر سو کرد که دختر اشکهایش را نبیند و در حالی که از او دور می شد

هق هق کنان گفت : پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی *******

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 13:17  توسط دختر مثبت | 
 

ریش در آقایان بنابر کاربرد ها و مزایای مختلف آن تقسیم بندی می شود که خود به ۳ دسته ی :

الف)ریش های کامل:

۱-ریش هایی که معمولا عزیزان و برادران مذهبی و با ایمان و با تعصب و با غیرت می گذارند و معمولا این نوع افراد دارای طرز عقاید خاص خود میباشند (مانند تمام برادران بسیجی،آیت الله های عظام،مداحان ،برادران ارتشی،نیروهای مسلح،نیروهای زمینی و هوایی و...پاسداران و..)که گاهی اوقات ریش این عزیزان از حد معمول بلند تر شده و جلب توجه میکند.که ما چاکرشان هم هستیم.

۲-ریش هایی که معمولا به مناسبت شغل خاصی گذاشته میشوندکه این افراد معمولا اعتقادی به ریش خود ندارند اما ناچارند از آن برای دستیابی به اهداف خود استفاده کنند.یا معمولا سازمان ها و ارگان ها آن ها را وادار به انجام این عمل میکنند.یا خودشان احساس امنیت و آرامش بیشتری بدین وسیله میکنند.(مانند ریش تمام مجریان تلویزیونی،خبرنگاران،و کارمندان ادارات خاص)

۳- ریش هایی که هنر جویان سینما و تلویزیون و کلیه ی رشته های هنری (نویسندگی،کارگردانی،نقاشی،موسیقی و ...) می گذارند و گاهی استادان و پیش کسوتان هم جو گیر شده و از این مدل ریش ها استفاده میکنند.که البته معمولا برای تشخیص این افراد از دسته های قبل ،سعی میکنند که موهای خود را هم بلند کنند و با کشی مشکی رنگ از پشت ببندند (مانند آقای عصار خواننده ی پاپ،یا آقای ناصر عبدالهی)،البته عده ای از فیلسوفان و عارفان و مرتاضان هم در این دسته جای میگیرند.

۴-افرادی که بنابر ایفای نقش خاصی در سینما تلویزیون مجبور به گذاشتن ریش می شوندـ(مثلا آقای احسان سعیدی در سریال نرگس)

۵-عده ای که صورتشان نسبت به ریش تراش و تیغ و کلیه ی ابزار اصلاح حساس و آسیب پذیر است و یا ناراحتی های پوستی گوناگون دارند و یا صورتشان آکنده از جوش های چرکی و قرمز است و یا پوست صورتشان سوخته است و جراحی خاصی روی قسمتی از صورتشان انجام داده اندکه معمولا بعد از گذاشتن ریش ،بنابر سلیقه ی شخص،ریش به رنگ های مختلف میتواند در آید،حتی میتوان آن را (های لایت)هم نمود.(مانند داریوش لس آنجلسی)

۶-ریش هایی که مدل ها و مانکن ها از آن استفاده می کنند و برای استفاده از عکس ها در بیلبورد (تبلیغاتی و مجله و .....)لازم است.که معمولا این گونه ریش ها به طور طبیعی رنگی میباشند.

۷-ریش عزاداران که معمولا یکی از عزیزان خود را از دست داده اند و معمولا این نوع ریش با لباس مشکی بکار می روند و تا ۴۰ روز بیشتر دوام ندارد.

تعدادی از افراد که میل و رغبتی به ظاهر و قیافه ی خود نشان نمیدهند و ریش خود را به امان  خدا رها میکنند تا بلند شود(گاهی کنکوریان عزیز هم این کار را میکنند)

۹-عده ای از خلافکاران عزیزبرای رد گم کردن از این ریش ها استفاده میکنند.که معمولا به جای اینکه رد گم کنند خود را بیشتر تابلو میکنند تا ماموران نیروی انتظامی به سرعت آن ها را شناسایی کنند.این افراد معمولا زنجیر یا تسمه ای همراه خود دارند یا انواع چاقوهای ضامن دار را با خود حمل میکنند. یا افرادی که به علت مصرف بیش از حد مواد مخدر دارای لب و دهنی سیاه هستند و برای پوشش آن از ریش استفاده میکنند.

۱۰-ریش هایی که فقط به مناسبت های خاص گذاشته میشوند .مثلا در ماه مبارک رمضان یا محرم و صفر.

ب)ریش های ناقص:

۱- ریش پروفسوری یا ریش بزی:که معمولا افرادی که در زمینه ی علم و دانش به پیشرفت های بی نظیری رسیده اند،از این ریش استفاده میکنند،که حتما باید همراه این ریش از کیف و سامسونت هم استفاده شود.گاهی اوقات کسانی که تازه به سن جوانی رسیده اند و یک نوع خلاء و کمبود روانی هم در زمینه ی پیشرفت درسی در خود احساس میکنند،از این ریش ها استفاده میکنند.اغلب افراد عینکی هم از این ریش استفاده میکنند.(مانند دانشمندان،مخترعان،مکتشفان و اندیشمندان پیشکسوت و ....)

۲-ریش لنگری:که من اسم دیگری به جز این اسم به ذهنم نمیرسد،که این ریش چندی قبل میان جوانان بسیار رواج پیدا کرد و شبیه به لنگر کشتی تمام دور لب و دهان را در بر گرفته و از ۲ گوشه ی گوش به صورت خط باریکی به سمت پایین سوق پیدا کرده است.که این ریش محتاج صرف زمان و دقت بیشتری میباشد برای همین دوام زیادی ندارد(مانند ریش افشین خوانده ی لس آنجلسی)

البته این ریش به صورت پر پشت تر در قدیم رواج داشته که عده ای از طاغوتیان هم هنوز از آن استفاده می کردند.

۳-ریش کوسه ای:که تعداد اندکی از آن در سراسر صورت می روید که این عزیزان بهتر است که ریش خود را تماما کوتاه کنند چون ظاهر زیبایی نداردیا میتوانند پیوند هم بزنند.این نوع ریش ها در اثر اختلالات هورمونی و جنسی بدین صورت ظاهر میشوند که بهتر است مثالی در باره ی آن نزنم.

۴-یک نوع ریش که مختص پسرا ۱۵-۲۵ سال است و فقط به صورت تکه ای کوچک در زیر لب بکار میرود و بسیار خفن به نظر میرسد که امروزه بسیار مد میباشد و دختران به این نوع ریش ها علاقه ی فراوانی نشان میدهند!! که طول آن بسته به میل و سلیقه ی شخص مورد نظر بلندو کوتاه میشود و گاهی این ریش به ۵ یا ۱۰ سانت هم میرسد و مدل پرپشت آن هم کاربرد دارد.

ج) ته ریش:

۱-افرادی که این نوع ریش را دارند،تکلیفشان مشخص نیست،در واقع خودشان هم نمیدانند که ریش کامل بگذارند یا نگذارند ،یعنی بر سر اعتقاد خود تردید دارند یا میتوان گفت اعتقادشان سست شده است.

۲- گاهی ته ریش به دلیل نداشتن وقت برای زدن آن ها ایجاد میشوند و در آن قصد و غرضی وجود ندارد.

۳- بعضی از مدل ها و هنرمندان هم برای ایجاد فیگور مناسب تر از آن استفاده میکنند.

نکته۱:گاهی یک شخص میتوان به طور همزمان در چند دسته جای بگیرد.

نکته۲   (مهم)-جا دارد از همین جا از تمام کسانی که ریش کامل،ناقص و مخصوصا ته ریش دارند تقاضا کنم که حداقل از بوسیدن بچه های زیر ۱۰ سال خود داری کنند چون فرو رفتن تیغ و زبری ریش آن ها در صورت بچه ممکن است در آینده عواقب جبران ناپذیری به همره داشته باشد.با تشکر

حالا شما یا خانواده ی محترمتان جزو کدام دسته هستید؟؟؟!!

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 11:58  توسط دختر مثبت |